پایگاه خبری فوتبالی- در این یادداشت حال و هوای روز بازی از شاعرانگی هتل تا اتوبوس، از صحبتهای وحید شمسایی درون رختکن تا حمایت تاجیکها روی سکوها را میتوانید بخوانید.
به گزارش فوتبالی و به نقل از سایت رسمی فدارسیون فوتبال؛ احسان محمدی- پرده اتاق هتل را که کنار زدم غبار تمام چشمانداز را گرفته بود. انگار کاروانی از شترها که از جاده ابریشم میگذشتند رَم کرده بودند. یاد «خیام» میافتم که زمانی به دعوت حاکم شمس مالک، مدتی در بخارا زندگی کرد:
هر ذره که در خاک زمینی بودهست
پیش از من و تو تاج و نگینی بودهست
گرد از رخ نازنین به آزرم فشان

این شاعر و عارف شدن خاص روز مسابقه است. استرس و فشار زیاد است، توقع و انتظار، نگرانی از غافلگیری، انگیزه حریفان. همه باعث میشود که روز مسابقه فرق کند. هر کس به شکلی با این فشار کنار میآید. بعضی از بچهها دعا میخوانند، بعضی کتاب، بعضی موسیقی گوش میدهند، بعضی ترجیح میدهند سکوت کنند ... تجربه میگوید در این روز نباید به تنظیمات کسی خیلی دست زد. اگر شیوهاش به خودش و تیم کمک میکند باید فضا را برایش آماده کرد. همین.
به جلسه آنالیز میرویم. فضا آرام است. شهاب سفالمنش دستیار اول برای بچهها حرف میزند، ونزوئلا تیم سوم کوپاآمریکا شده، دیدارهای دوستانه زیادی داشته و حریف چغری است. از آنها که بلدند یک بازی را قفل کنند، محکم بازی کنند، تمرکز به هم بزنند ... تمام نکات فنی را میگوید و بعد وحید شمسایی بازیکنان را سر شوق میآورد و برایشان از اهمیت مسابقات میگوید. جلسه با کلیپ انگیزشی و موسیقی که شب گذشته با محسن داودی روی فریم به فریم آن کار کردهایم تمام میشود. این ویدیو باید قوی باشد، بازیکن را ترغیب کند که فقط و فقط روی خودش، تیم و مسابقه تمرکز کند. بچهها محکم دست میزنند. حال تیم خوب است.

پلیس ازبکستان اتوبوس را اسکورت میکند، به استادیوم میرسیم، نیروهای داوطلب فیفا با تیشرتهای آبی راه را نشان میدهند، پسرها و دخترهای نوجوانی هستند که «السلام علیک» میگویند. نوعی خوشامد به ما که دلمان هواداران ایرانی را روی سکوها میخواهد. در رختکن همه چیز مرتب است، لباسها از قبل چیده شده، آقای دهقان مرد دوست داشتنی تدارکات همه کار میکند تا بچههایی که سن پسرش هستند هیچ دغدغهای نداشتنه باشند. گوشه رختکن میز پذیرایی کوچکی گذاشتهاند. قهوه، شیر، چای، شکلات، میان وعده ... بیشتر بچهها خودشان را با حرکات کششی گرم میکنند. سکوت و آرامش. دلگرمی دادن به هم و ماشالله گفتن.

وارد سالن میشویم، گرم میکنیم. نمایندگان فیفا همه جا هستند، کمک میکنند، راهنمایی میکنند. «اسلاویکا» زن قد بلند و 50 سالهای که اهل بوسنی است مسئولیت کار رسانه را عهدهدار است، یکبار دیگر مقررات را با هم چک میکنیم. به او میگویم «ما به قوانین فیفا احترام میگذاریم، هر جا هر نکتهای هست بگویید. به هیج وجه هیچ اخطار و جریمهای نمیخواهیم!» میخندد. میگوید دو بار برای دیدن بازی دوستانه به ایران آمدهام. با چنان لذت و شوقی از ایران تعریف میکند که حس خوشایندی میگیرم.

یک گل تاکتیکی و چشمنواز. مهدی کریمی دومی و سومی را میزند. تماشاگرها روی سکو فریاد میزنند. محسن داودی عکاسی میکند و فوری همه چیز را برای تهران میفرستیم، وسط بازی. عکس، ویدیو، متن. سارا عسکری از روابط عمومی فدراسیون در تهران آنلاین است. با گوشی، با لپتاپ. همه چیز باید به لحظه باشد. بدون خطا. جای خبرنگاران ایرانی خالی است. یعنی روزی میرسد که رسانهها آنقدر استقلال مالی داشته باشند که مثل سایر کشورها بدون دغدغه خبرنگار و عکاس بفرستند برای رویدادهای بزرگ؟ امیدوارم.

همه از بازی سالار، بهروز عظیمی و امیرحسین داودی خوشحالند. جوانهای ایران درخشیدند. این البته مرهون حمایت بزرگترها و باتجربههای تیم بود. اصغر حسنزاده، حسین طیبی، محمدرضا سنگسفیدی، محمدحسین درخشانی، مسلم اولادقباد و ... تا وقتی تیم هستیم میدرخشیم. در میکسزون با رسانهها حرف زدیم. لبخندها، بغل کردنها، بوسیدن مچبند ایران جلوی دوربین فیفا.

تیم سوار اتوبوس میشود. اولین قدم را محکم برداشتیم. مثل قهرمانها اما یادمان نمیرود که ما فقط یک «نبرد» را بردیم، ما هنوز جنگ را نبردهایم. یک فینال تمام شد، همین لبخندها را جشن حساب میکنیم و حالا همه تمرکز روی فینال بعدی است. گواتمالا. برای همین شهاب سفالمنش، اصغر قهرمانی و سیامک داداشی در سالن میمانند تا بازی گواتمالا- فرانسه را آنالیز کنند.

2636

